|

دربه در هميشگی كولي صد ساله منم
خاك تمام جاده هاست جامه ي كهنه ي تنم
هزار راه رفته ام هزار زخم خورده ام
تا تو مرا زنده كني هزار بارمرده ام
شب ازسرم گذشته بود درشب من شعله زدي
براي تطهير تنم ساعقه وار اومدي
قلندرم قلندرم گمشده ي دربه درم
فروتر ازخاك زمين ازآسمان فراترم
قلندرانه سوختم لب از گلايه دوختم
برهنگي خريدم و خرقه ي تن فروختم
هوا شدي نفس شدم تيشه زدي ريشه شدم
آب شدي عطش شدم سنگ زدي شيشه شدم
قلندرم قلندرم........................
تهي زقهرو كين شدم برهنه چون زمين شدم
مرا تو خواستي اين چنين ببين كه اين چنين شدم
سپرده ام تن به زمين خون به رگ زمان شدم
سايه صفت در پي تو راهي لا مكان شدم
پيرشدم تاكه شوم سايه ي تو وقت سفر
مرا به خويشتن بخوان به باغ آئينه ببر
قلندرم قلندرم گمشده ي دربه درم
فروتر از خاك زمين ازآسمان فرا ترم
نوشته شده توسط رؤيا در جمعه سیزدهم خرداد 1384 و ساعت 12:31
لينک ثابت
||
|