تبليغاتX
دربه درهميشگيhttp://k.domaindlx.com/ashchal/MUsic/PedramMusicMaker.MID



 پيغام مدير

به پیش روی من تا چشم یاری می کند دریاست
چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست
در این ساحل که من افتاده ام خاموش و تنها
غمم دریا دلم تنهاست

 

آرشیو

فروردین 1386

دی 1385

فروردین 1385

دی 1384

آذر 1384

آبان 1384

مهر 1384

شهریور 1384

مرداد 1384

تیر 1384

خرداد 1384


لینک دوستان


.:: قالب های رایگان ::.

DRHABIBI

MOHANDESREISI

Onlydariush

Iloveu4eve

khoonindelan

zaki

dariush aziz

yahoo

HOSEIN

BAHRAM

ALIREZA

MOHAMMAD

ASHEGHE MAHTAB

KARO0O

EHSAN

DAR BE DARE SANIEHA

saint7-8

ALI

MAHSA

morteza

گندم

غریب ترین آشنا

mojtaba


نظر سنجي


لوگوی وبلاگ

  Your Logo Here


آمار وبلاگ


آمار بازديدکنندگان :
کاربران آنلاين :


موسیقی



تو اوج روياي مني كاشكي لحظه اي تو روياي تو باشم

 تموم دنياي مني كاشكي ذره اي تو دنياي تو باشم

 



نوشته شده توسط رؤيا در دوشنبه سی و یکم مرداد 1384 و ساعت 22:58

لينک ثابت ||



نوشته شده توسط رؤيا در دوشنبه سی و یکم مرداد 1384 و ساعت 22:43

لينک ثابت ||

واسه من

واسه ديگران تو شمعي واسه من خاموش و غمگين

براي خودي تو دردي واسه ي غريبه تسكين

واسه ديگران حقيقت واسه من عين سرابي

براي همه ستاره واسه من عين شهابي   



نوشته شده توسط رؤيا در دوشنبه سی و یکم مرداد 1384 و ساعت 22:26

لينک ثابت ||



نوشته شده توسط رؤيا در دوشنبه سی و یکم مرداد 1384 و ساعت 8:5

لينک ثابت ||

تو يعني ........................

تو يعني نم نم بارون رو تن قشنگ بيشه

 

يه طلسمه عاشقونه  كه مي مونه تا هميشه

 

تو صداي خنده هامي يه طنين تا اوج رويا

 

تو يعني يه جاي خلوت تو تلاطم يه دريا

 

تو سكوت سرخ عشقي كه پر ازحرفاي ناب

 

ميدونم هستي يه جايي اما ديدنت يه خواب

 

تو تبلور يه حسي  التهاب دل توسرما

 

خنكاي سبزسايه توي حرم داغ گرما

 

تو يعني نم نم بارون رو

 

تو يعني نم نم بارون رو



نوشته شده توسط رؤيا در دوشنبه سی و یکم مرداد 1384 و ساعت 7:50

لينک ثابت ||

متال بازان عزیز حال کنید

این عکسها تقدیم به همه ی شما دوستان گل

از کنسرت لین کین پارک هست.



نوشته شده توسط رؤيا در یکشنبه سی ام مرداد 1384 و ساعت 16:9

لينک ثابت ||

FOR U



نوشته شده توسط رؤيا در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1384 و ساعت 2:41

لينک ثابت ||

من از یادت نمی کاهم

تو را من چشم در راهم



نوشته شده توسط رؤيا در شنبه بیست و دوم مرداد 1384 و ساعت 8:11

لينک ثابت ||

متالیکا

سلام دوستان

امیدوارم خوب و خوش باشید و ایام به کامتون باشه

 

تقدیم به همه ی متال بازان که یکی از اونها پسرخاله من است.

METALICA



نوشته شده توسط رؤيا در یکشنبه شانزدهم مرداد 1384 و ساعت 23:19

لينک ثابت ||

اي واي در اين دار فنا خستگي ما

چيزي نبود جز غم دلبستگي ما

ما جمله اسيران من و مايي خويشيم

اين جاست همان علت صد دستگي ما

نوشته شده توسط رؤيا در شنبه پانزدهم مرداد 1384 و ساعت 8:11

لينک ثابت ||

ضيافت هاي عاشق را خوشا بخشش خوشا ايثار

 

ضيافت هاي عاشق را خوشا بخشش خوشا ايثار

 

خوشا پيدا شدن درعشق براي گم شدن دريا

 

چه دريايي ميان ماست خوشا ديدار ما در خواب

 

چه اميدي به اين ساحل خوشا فرياد زير آب

 

خوشا عشقو خوشا خون جگر خوردن

 

خوشا مردن خوشا از عاشقي مردن

 

اگر خوابم اگر بيدار اگر مستم اگر هوشيار

 

 مرا ياراي بودن نيست تو ياري كن مرا اي يار

 

تو اي خاتون خواب من منه تن خسته را درياب

 

مرا هم خانه كن تا صبح نوازش كن مرا تا صبح

 

هميشه خواب تو ديدن دليل بودن من بود

 

چراغ راه بيداري اگر بود از تو روشن بود

 

ضيافت هاي عاشق را خوشا بخشش خوشا ايثار

 

خوشا پيدا شدن درعشق براي گم شدن دريا

 

نه از دور و نه از نزديك تو از خواب آمدي اي عشق

 

خوشا خود سوزي عاشق مرا آتش زدي اي عشق

 

خوشا عشقو خوشا خون جگر خوردن

 

 خوشا مردن خوشا از عاشقي مردن



نوشته شده توسط رؤيا در شنبه پانزدهم مرداد 1384 و ساعت 7:32

لينک ثابت ||



نوشته شده توسط رؤيا در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1384 و ساعت 7:57

لينک ثابت ||

بیوگرافی اردلان سرفراز

سال ۱۹۹۶

از راست به چپ:ابی ـ منفردزاده ـ داریوش ـ اردلان سر فراز و ایرج جنتی عطایی

 Ardalan  Sarfaraz
اردلان سرفراز
  
    

در سال 1329 در شهري کويري به نام " داراب " ديده به جهان گشود. او فرزند ارشد خانواده بود و اميد و آرزوي يک پدر و مادر جوان. شروع زندگي شاعرانه اش  در سال اول دبيرستان در مدرسه امير کبير بود ، با کمکهاي استادي به نام " دانشمند " کسي که براي اولين بار او را به بهاي قلم و نوشته هايش آشنا کرد .  پس از مادرش  که -خود شاعر ، شعرش را از برکت دست و دامان او مي داند-  بزرگ آموزگار و دوستي ديگر بنام " عبدالرحيم معزي " در مقوله شعر شاعري در زندگي اردلان سرفراز کم تاثيرنبود. او به پيشنهاد پسرعموي مادرش ( حسين سرفرازي ، شاعروروزنامه نگار معروف آن زمان ) براي  گذران زندگي با راديو ايران و ارکستر جوانان کار خود را به عنوان ترانه سرا آغاز نمود و پس از يک سال به دلايلي موجه راديو ايران را ترک کرد .  در طول زندگي شاعرانه اش با آهنگسازان توانمندي همچون :  واروژان ،   فريد زلاند ، بابک افشار ، تورج شعبانخاني ، محمد حيدري ، منوچهر چشم آذر ، حسن شماعي زاده و بزرگواران ديگري همکاري داشت .
در سال 1362 متحمل درد دوري از وطن شد وبه آلمان رفت  . در همين سال پيشنهادهاي کتبي و شفاهي زيادي از امريکا به سمت او سرازير بود اما او نمي خواست ونمي توانست بگونه ترانه هاي رايج ، ترانه بسازد واعتماد مخاطبانش را، کساني که از آغاز تا به امروز با ترانه هاي او زندگي کرده اند-  در قماري حقير براي گذران زندگي وبه خاطر يک مشت دلار از دست بدهد . او ترجيح داد در يک شرکت قاب سازي به عنوان کارگر ساده کار کند ، با تني خسته و وجداني آسوده .
او در طول زندگي  در کشور هاي مختلفي همچون آلمان ، اتريش ، يونان ، ترکيه ، ايتاليا ، آمريکا و ... روزگار گذرانده است و شايد برخي از اين اشعار زاده اين سفرها باشد.
او با خوانندگاني همچون : ابراهيم حامدي ( ابي ) ، داريوش اقبالي ،  و گوگوش همکاريهاريهاي فراواني داشته است. از جمله خوانندگان ديگري که همکاريهاي انگشت شماري با اردلان سرفراز داشته اند مي توان از : فرهاد ، ستار ، مازيار ، معين ، هايده ، شکيلا و ... ياد کرد.
لازم به ذکر است که مدتي پيش دو کتاب شامل گزيده اي از ترانه هاي وي به نامهاي " از ريشه تا هميشه " و "سال صفر" چاپ و منتشر شد که بخش عمده اي از زندگي نامه فوق برگرفته از  اين دو کتاب است.
ابراهيم حامدي (ابي) در سالهاي آغازين کار خود با اردلان سرفراز آشنا شد و کار خود را با او شروع کرد . ابراهيم حامدي (ابي) با ترانه مشهور "شب" که سومين ترانه او مي باشد و از آثار اردلان سرفراز مي باشد به شهرت رسيد .اين همکاري با گذشت بيش از سي سال همچنان ادامه دارد و از تلفيق هنر اين دو هنرمند آثاري ماندگار در تاريخ ترانه نوين ايران خلق شده است .

اميدواريم که اين ستاره پرفروغ هميشه در آسمان شعر و ادبيات ما پر نور باشد.


 



نوشته شده توسط رؤيا در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1384 و ساعت 7:55

لينک ثابت ||

من آن موجم که آرامش ندارم

 

آخ ٬ که تو اقيانوس شب / سوختنم و کسی نديد

تو برزخ بيداد شب / کسی به دادم نرسيد ...!!!

************************************

ای غم من مونس من شبهام درازه

این دل درمونده ی من در سوز و سازه

گریه ی تو خنده ی تو پر از نیازه

این دل در مونده ی من درسوز و سازه

سرد وخموش دل من

                             نامهربون دل تو

تا کی باید تنها باشه

                         این دل دیوونه ی من

 مثل یه رسوایی که دل آتش زده جان و تنم

 مثل یه رسوایی که دل آتش زده جان و تنم

دکلمه:

(سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت 

دلم از واسطه ی دوری دلبر بگداخت

جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت

سوز دل بین که زبس آتش اشکم دل شمع

دوش بر من ز سرمهر چو پروانه بسوخت)

من کوره ای سرد و خموشم

                                   من مستم و من باده نوشم

بار غمت بر دل نشسته

                                     پیمان شادی ها گسسته

 امشب چه گویم با دلم دیگر نمی یایی برم

  امشب چه گویم با دلم دیگر نمی یایی برم

من آن موجم که آرامش ندارم



نوشته شده توسط رؤيا در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1384 و ساعت 7:30

لينک ثابت ||

پرنده ي مهاجر

 

 پرنده ي مهاجر (داريوش -ايرج  )

ای پرنده ی مهاجرای پر از شهوت رفتن          

                                  فاصله قد یه دنیاست بین دنیای تو با من

 

تو رفیق  شاپرکها من تو فکر گله مونم            

                                    تو پی عطر گل سرخ من حریص بوی نونم

 

دنیای تو بی نهایت همه جاش مهمونی نور   

                                  دنیای من یه کف دست روی سقف سرد یک گور

 

من دارم تو آدمکها میمیرم  تو برام از پریا قصه میگی 



نوشته شده توسط رؤيا در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1384 و ساعت 7:24

لينک ثابت ||

با تو چه زندگیهایی که تو رویاهام نداشتم

 

***

با تو چه زندگیهایی که تو رویاهام نداشتم
تک و تنها بودم اما تو رو تنها نمیذاشتم
چه سفرها با تو کردم چه سفرها تو رو
 بردم
دم مرگ رسیدم اما به هوای تو نمردم
دارم از تو مینویسم که نگی دوستت ندارم
از تو که با یه نگاهت زیر و رو شد روزگارم
دارم از تو مینویسم دارم از تو مینویسم
 دارم از تو مینویسم
 

موقع نوشتنا وقت اسم گذاشتنا
کسی رو جز تو نداشتم اسمی جز تو
 نمیذاشتم

من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون از غصه توست
اون از غصه توست
با تو چه زندگیهایی که تو رویاهام نداشتم
تک و تنها بودم اما تورو تنها نمیذاشتم
حتی من به آرزوهات تو رو آخر میرسوندم
میرسیدی تو من اما آرزو به دل میموندم

هی میخواستم که بگم که بدونی حالمو
اما ترس و دلهره خط میزد خیالمو


توی گفتن و نگفتن از چه روزهایی گذشتم
 
انقده رفتم و رفتم انقده رفتم و رفتم که
 هنوزم برنگشتم

من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون از غصه توست

اون از غصه توست

هر چی شعر عاشقونست من برای تو
نوشتم

تو جهنم سوختم اما مینوشتم تو بهشتم

اگه عاشقونه گفتن عشق تو باعث شه
 
اگه مردم تو بدون چه کسی وارثه شه



نوشته شده توسط رؤيا در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1384 و ساعت 7:14

لينک ثابت ||

با تشکر از شما

با تشکر از شما



نوشته شده توسط رؤيا در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1384 و ساعت 6:32

لينک ثابت ||

دو پنجره

سلام دوستان 

امید وارم که حالتون خوب خوب باشه.

   

 توي يك ديوار سنگي دو تا پنجره اسيرن

 دو تا خسته دو تا تنها يكي شون تو يكي شون من

ديوار از سنگ سياه سنگ سرد وسخت خارا

زد قفل بي صدايي به لباي خسته ي ما

نمي تونيم كه بجمبيم زير سنگيني ديوار

 همه ي عشق من و تو قصه هست قصه ي ديدار

هميشه فاصله بوده بين دستاي من وتو

 با همين تلخي گذشته شب و روز اي من وتو

راه دوري بين ما نيست اما بازاينم زياد

تنها پيوند من وتو دست مهربون باد

 ما بايد اسير بمونيم زنده هستيم تا اسيري

 وا سه ما رهايي مرگه تا رها بشيم مي ميريم

نظر بده بعد بروآفرین بچه ی خوب



نوشته شده توسط رؤيا در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1384 و ساعت 6:25

لينک ثابت ||

آخه تنهام آخه تنهام

نمي تونم نمي تونم خنده كنم

دلمو از غصه وغم كنده كنم

 آخه تنهام  آخه تنهام

رفتي و حالا مونده يادگاريات

بردي عشقو مونده بي قراريات

آخه تنها آخه تنهام

روز گار من ديگه به پاي اون تباه شده

 رنگ عشق ما ديگه تيره شده سياه شده

ديگه تا آخر عمر تنهاي تنها مي مونم

اون كه يار من بوده رفته وبي وفا شده

يه روز مي ياد دلت واسم داد بزنه

 لبت فقط اسممو فرياد بزنه

 ولي ديره ولي ديره

بازم مي ياد روزي كه بارون بباره

بخواد كه عشق منو يادت بياره

 ولي ديره ولي ديره

  نمي تونم نمي تونم خنده كنم

 دلمو از غصه وغم كنده كنم

آخه تنهام  آخه تنهام                                                        

نوشته شده توسط رؤيا در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1384 و ساعت 6:15

لينک ثابت ||

دلم برات تنگ شده جونم

 

دلم برات تنگ شده جونم مي خوام ببينمت نمي تونم

بين ما ديواراي سنگي فاصله يك عمر مي د ونم

 بغض ترانمو شكستم مي خوام بگم عاشقت هستم

 تو عين ناباوري يك شب خالي گذاشتي قلب ودستم

تو بودي تمام هستي ومستي وراستي وتمام قصه ي من
 تو بودي سنگ صبورم ونگاه دورم و لبهاي بسته ي من

نيمه شب از خوابم پا مي شم نيستي پيشم باز ديونه مي شم

دوري تو تيشه زد به ريشم   نيستي پيشم نيستي پيشم

 تو بودي تمام هستي ومستي وراستي وتمام قصه ي من

تو بودي سنگ صبورم ونگاه دورم و لبهاي بسته ي من....

نوشته شده توسط رؤيا در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1384 و ساعت 5:40

لينک ثابت ||



نوشته شده توسط رؤيا در چهارشنبه دوازدهم مرداد 1384 و ساعت 21:18

لينک ثابت ||

اگه چشمات بگن آره هيچ كدوم كاري نداره

كوه مي زارم رو دوشم رخت هر جنگ مي پوشم

 موج  از دريا مي گيرم شيره ي سنگ مي دوشم

ميارم ماه تو خونه مي گيرم باد نشونه

 همه ي خاك  زمين مي شمارم دونه به دونه

اگه چشمات بگن آره هيچ كدوم كاري نداره

اگه چشمات بگن آره هيچ كدوم كاري نداره

دنيا را كولم مي گيرم روزي صد دفه مي ميرم

مي كنم ستاره ها را جلوي چشات مي گيرم

 چشات حرمت زمين يه قشنگ نازنينه

تو اگه مي خواي نذارم هيچ كسي تو را ببينه

اگه چشمات بگن آره هيچ كدوم كاري نداره

اگه چشمات بگن آره هيچ كدوم كاري نداره

چشم ماه  در مي يارم يه نبردبون مي يارم

عكس چشمتو مي گيرم جاي چشم اون مي زارم

آفتاب برش مي دارم واسه چشمات در مي زارم

از چشات آينه مي سازم با خودم برات مي يارم

اگه چشمات بگن آره هيچ كدوم كاري نداره

اگه چشمات بگن آره هيچ كدوم كاري نداره

نظر یادتون نره



نوشته شده توسط رؤيا در چهارشنبه دوازدهم مرداد 1384 و ساعت 8:17

لينک ثابت ||

افسانه ی عشق



نوشته شده توسط رؤيا در چهارشنبه دوازدهم مرداد 1384 و ساعت 6:45

لينک ثابت ||

مادرم روزت مبارک

مادر روزت مبارک

تو که عاشق ترین عاشقایی

 فرشته ای ز عرش کبریایی

تو ای مادر صفا و شور خونه

 برکت وجودت نور خونه

اگه با این ترانه ی حقیرم 

سرا پا تا من از طلا بگیرم

هنوز شرمندتم ای نازنینم 

کلام اولم ای بهترینم

مادر تویی جون پناه من

 مادر تویی تکیه گاه من

                            مادر مادر مادر

تویی بالا ترین معراج یک زن

تو عمری وتو جونی پاره ی تن

به قربون دو دست مهربونت

بکش دست نوازش بر سر من

سرم را باز بزار به روی شونت

بخون لالا یی های عاشقونت

بگو با من خدای ما بزرگ

فدای اون دعاهای شبونت

مادر تویی جون پناه من

 مادر تویی تکیه گاه من

                            مادر مادر مادر

خدا از خاک عشق تو را سرشته

فرستاده از آسمون فرشته

تو در آغوش گرم خود بگیرم

که این یک ذره جا مثل بهشته

بمیرم من اگر با غصه و غم گذاشتم

روی دوشت کوله باری

بشه ای کاش نگاهم سایه ساری

 که روی چشم من قدم بزاری

بمون مادر که دل بی تومی گیره

دل کوچیک من پیش تو شیره

نشه کم سایه ی تو از سر من

خدا هرگز تو را از من نگیره

 مادر تویی جون پناه من

 مادر تویی تکیه گاه من

                 مادر مادر مادر

 



نوشته شده توسط رؤيا در یکشنبه نهم مرداد 1384 و ساعت 8:16

لينک ثابت ||

عکس های عاشقونه

قابل شما دوستان گلم را نداره.

 

 



نوشته شده توسط رؤيا در شنبه هشتم مرداد 1384 و ساعت 7:24

لينک ثابت ||

i love you

دوستت دارم و دانم که تويي دشمن جانم

    ازچه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم



نوشته شده توسط رؤيا در پنجشنبه ششم مرداد 1384 و ساعت 3:54

لينک ثابت ||

کاش



نوشته شده توسط رؤيا در چهارشنبه پنجم مرداد 1384 و ساعت 3:49

لينک ثابت ||



نوشته شده توسط رؤيا در چهارشنبه پنجم مرداد 1384 و ساعت 3:46

لينک ثابت ||

شقایق

اینم دوباره عکس از شقایق نامزد کامران



نوشته شده توسط رؤيا در سه شنبه چهارم مرداد 1384 و ساعت 8:25

لينک ثابت ||

کنسرت بزرگ داریوش به همراه کامران و هومن و هنگامه

کنسرت بزرگ داریوش به همراه کامران و هومن و هنگامه

کنسرت داریوش در تورنتو خدا بود. از هنگامه و کامران و هومن که بگذریم؛ داریوش برنامه رو با "فریاد زیر آب" شروع کرد و بعد به "خونه" رسید و "نازنین" و "چکاوک" و "لب دریا" و ادامه داد و داد. طبیعتا "دوباره می سازمت وطن" رو هم فراموش نکرد که همراه با پرچم بزرگ ایران و همخوانی مردم، تجربه خاصی بود.

 



نوشته شده توسط رؤيا در سه شنبه چهارم مرداد 1384 و ساعت 7:50

لينک ثابت ||

فدای سرت

رفتی نموندی بی وفا انگار اثر نداشت دعا

 

قلب منو شکستی ها

 

غصه نخور فدای سرت

 

گفتی که چاره سفره

 

گفتی دعات بی اثره

 

نگاهم هرروز به دره

 

غصه نخور فدای سرت

 

فدای سرت اگه من خیلی تنهام

 

فدای سرت اگه گریونه چشمام

 

فدای سرت اگه دلمو شکستی

 

میگن عاشق یکی دیگه هستی

 

دلت دیگه از شیشه نیست

 

چشات مثل همیشه نیست

 

تو گل نمیریزی به پام

 

دیگه نمی میری برام

 

آغوش تو برای من انگار دیگه جا نداره

 

دوستم نداری میدونم این دیگه اما نداره

 

فدای سرت اگه من خیلی تنهام

 

فدای سرت اگه گریونه چشمام

 

فدای سرت اگه دلمو شکستی

 

میگن عاشق یکی دیگه هستی

 

دلت دیگه از شیشه نیست

 

چشات مث همیشه نیست

 

تو گل نمیریزی به پام

 

دیگه نمی میری برام

 

شبای تاریک و سیاه ماهو صدا نمیکنی

 

قفل سکوتو دیگه با معجزه وا نمیکنی

 

رفتی نموندی بی وفا تنهایی سخته به خدا

 

باز زیر قولت زدیا

 

غصه نخور فدای سرت

 

گفتی نه فکر رفتنی نه اهل دل شکستنی

 

دلی نمونده بشکنی

 

غصه نخور فدای سرت

 

فدای سرت اگه من خیلی تنهام

 

فدای سرت اگه گریونه چشمام

 

فدای سرت اگه دلمو شکستی

 

میگن عاشق یکی دیگه هستی



نوشته شده توسط رؤيا در سه شنبه چهارم مرداد 1384 و ساعت 7:42

لينک ثابت ||

متالیکا

سلام دوستان اینم یک عکس از متالیکا امیدوارم که خوشتون بیاد.

نظر یادتون نره



نوشته شده توسط رؤيا در شنبه یکم مرداد 1384 و ساعت 6:38

لينک ثابت ||



 

درباره وبلاگ

وبلاگ من
ايميل من
این سایت را خانه خود کنید
اضافه به علاقه مندی ها

مدیریت


مطالب گذشته


جستجو




خبرنامه


.:: برای دریافت کد خبرنامه اینجا کلیک کنید ::.


تالار گفتمان


.:: برای دریافت کد تابلوی گفتمان اینجا کلیک کنید ::.


طراح قالب


طراح قالب : گربه جاسوس
ترجمه و ویرایش قالب :
مهدی کریمی

 





http://pariayenazanin.blogfa.com