|

این شعر و عکس هم تقدیم به همه ی شما که عاشق داریوش هستید
موفق باشید  
خدایم خدایم آه ای خدایم صدایت می زنم بشنو صدایم
شکنجه گاه این دنیاس جایم به جرم زندگی این شد سزایم
آه ای خدایم بشنو صدایم
مرا بگذار با این ماجرایم نمی پرسم چرا این شد سزایم
آه ای خدایم بشنو صدایم
گلویم مانده از فریاد و فریاد ندارد کس غم مرگ صدا را
به بغض در نفس پیچیده سوگند به گلهای به خون غلطیده سوگند
به مادر سوگوار جاودانه که داغ نوجوانان دیده سوگند
خدایا حادثه در انتظار است
به هر سو باد وحشی در گذار است
به فکر قتل عام لاله ها باش که خواب گل به گل کاووس خار است
خدایم ای پناه لحظه هایم صدایت می زنم با گریه هایم صدایت می زنم
بشنو صدایم
الهی در شب فقرم بسوزان ولی محتاج نامردان مگردان
عطا کن دست بخشش همتم را خجل از روی محتاجان مگردان
الهی کیفرم را می پذیرم که از تو ذات خود را پس بگیرم
کمک کن تا که با ناحق نسازم
برای عشق و آزادی بمیرم
خدایم ای پناه لحظه هایم صدایت می زنم با گریه هایم صدایت می زنم
بشنو صدایم
نوشته شده توسط رؤيا در یکشنبه هشتم آبان 1384 و ساعت 12:26
لينک ثابت
||
|